الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

53

الغدير ( فارسى )

مردى را كه به استاندارى مصر منصوب كرده بودم ، خيرخواه و دلسوز ما بود و نسبت به دشمن ما درشت و ستيزه‌گر بود . دوره‌اش را به پايان آورد ، و در حالى كه از او خشنود بوديم ، درگذشت . خدا از او راضى و خشنود باشد و پاداشش را چند برابر گرداند و سرنوشتى نيكو برايش مقرر فرمايد . « 1 » 4 - وقتى خبر درگذشت مالك اشتر به امير المؤمنين على عليه السّلام رسيد ، فرمود : ما از آن خدا هستيم و به سوى او بازمىگرديم . « 2 » پروردگار جهانيان را سپاس مىگويم . خدايا درگذشت او را كه از پيشامدهاى ناگوار روزگار است ، به اميد اين بر خود هموار مىسازم كه رضايت ترا بجويم . آنگاه فرمود : خدا ، مالك را بيامرزد كه به عهدش وفا مىكرد ، او درگذشت و به ديدار پروردگار نايل گشت . با اينكه ما خودمان را حاضر و آماده كرده‌ايم كه پس از مصيبت درگذشت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه از بزرگ‌ترين مصائب بود ، بر هرمصيبتى شكيبا و بردبار باشيم ، باز مصيبت درگذشت مالك سخت گران مىآيد . « 3 » 5 - عده‌اى از سران قبيلهء نخع مىگويند : وقتى خبر مرگ مالك اشتر به امير المؤمنين على رسيد ، ما نزد او رفتيم و ديديم كه بىتاب است و پيوسته بر مرگ وى افسوس مىخورد . آنگاه گفت : خدايا مالك چه مرد خوبى بود ! اگر از كوهستان مىبود ، حتما صخره‌اى مىبود ، و هرگاه از سنگ مىبود ، قطعا سنگى سخت مىبود ، آه ، به خدا مرگت عالمى را مىلرزاند و عالمى ديگر را شاد مىگرداند . در مرگ چون تويى بايد گريست . آيا كسى ديگر چون مالك وجود دارد ؟ علقمة بن قيس نخعى مىگويد : على آنچنان بىتاب و غمناك بود كه پنداشتم او به جاى همهء ما داغدار و سوگوار است ، و آثار اندوه تا روزها بر چهره‌اش نمايان بود . شريف رضى و زبيدى ستايش مولا را در حق وى بدين عبارت آورده‌اند : اگر از كوهستان مىبود ، حتما صخره‌اى مىبود كه هيچ سنگتراش ذره‌اى از پيكرش را

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 6 / 55 ؛ نهج البلاغة : 2 / 59 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 153 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 30 . ( 2 ) . بقرة 2 / 156 . ( 3 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 29 .